تبليغاتX
عصر دلها
کاش می شد دوباره همه استعداد های جهان را یک جا جمع کرد و دوباره بشری چون علی خلق می شد.
دکتر شریعتی

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در یکشنبه 9 بهمن1390 و ساعت 12:48 بعد از ظهر |

مژده ای دل که دگر باره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در چهارشنبه 16 فروردین1391 و ساعت 12:55 بعد از ظهر |
اولین روز ...... به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد
.
و
و
و
و
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم
.
.
.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو
.
.
                                                       دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در جمعه 6 خرداد1390 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |

درروزهایی که دکتر محمد مصدق را دربیدادگاه فرمایشی شاه در لشگر 2 زرهی
محاکمه می کردند ، کسانی به عنوان تماشاچی به دادگاه می رفتند که مجوز
شرکت در آن را داشتند
.
در یکی از جلسات که خبرنگاران مطبوعات و عده ای از ماموران امنیتی حضور داشتند،
 ملکه اعتضادی نیز شرکت کرد وموضوع جلسه آن روز ، دفاع
دکتر مصدق و وکیل مدافعش سرهنگ جلیل بزرگمهر و رد ادعا نامه دادستان ارتش
- سرهنگ حسین آزموده بود
.

هنگامی که مصدق باشور وهیجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملکت سخن می
گفت و دستهای مرتعشش راحرکت می داد، ملکه اعتضادی که در ردیف تماشاچیان
نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند، رو به دکتر مصدق گفت
:

یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده ، نباید در دادگاهی
که به خیانت های او رسیدگی می کند، بترسد وبلرزد
.

دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گویندۀ این جملات را شناخت و گفت: خانم
!
منارجنبان اصفهان ، قرنهاست

 می لرزد و هنوز پا بر جاست.

از این پاسخ صریح و ابهام دار، اکثر حضار، حتی رئیس و منشی های دادگاه
نیز به خنده افتادند و "خانم ملکه " با سر افکندگی بسیار در جایش نشست
وپس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد
.

منبع : پژوهشنامۀ تاریخ مطبوعات ایران ، ص 41و42

 

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در شنبه 20 فروردین1390 و ساعت 1:8 بعد از ظهر |
گاهی گمان نمیکنی ولی میکنی و می شود .

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود .

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است .

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود .

گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست .

گاهی تمام شهر گدای تو می شود .

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در سه شنبه 28 دی1389 و ساعت 11:51 قبل از ظهر |

فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی یا دریای بیكران،

 زلال كه باشی آسمان در تو پیداست.

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در یکشنبه 25 مهر1389 و ساعت 1:48 بعد از ظهر |
بندگی کن تا که سلطانت کنند           تن رها کن تا همه جانت کنند

خوی حیوانی سزاوار تو نیست            ترک این خو کن که انسانت کنند

(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در دوشنبه 5 مهر1389 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |
حضرت امیر المومنین علی علیه السلام:

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

        مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

               مراقب رفتارت باش که عادتت می شود

                    مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود

                           مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.

 

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در شنبه 3 مهر1389 و ساعت 5:57 بعد از ظهر |

خداوند تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

 چه دردي ميكشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است

                                                                                        (دكتر علي شريعتي)

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در یکشنبه 14 شهریور1389 و ساعت 4:31 بعد از ظهر |
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتي اين ها مي شکنند صدا ندارند ! ولي درد بسياري دارند.

                                                چارلز دیکنز

+ نوشته شده توسط مهدی تورانلو در شنبه 30 مرداد1389 و ساعت 3:38 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM